خرید بک لینک

درباره سایت

بعد ۴ سال دست‌ به قلم شدن..

امکانات وب

از اینکه هنوز اینجارو دارم خیلی خوشحالم حقیقتا تنها جاییه که هنوز بعد از گذشت هفت سال احساس میکنم منه واقعیم اینجاست :)

با محسن هنوز هستم یه روزایی خوب یه روزایی بد

به این نتیجه رسیدم محسن مرد ایده آل من نیست و منم زنه ایدآلش نیستم ما خیلی تفاوتا داریم هر چقد قبلا اصرار میکردم به ازدواج الان هر بار بحثش میاد وسط خودمو میزنم به اون در

محسن خوبه دوسش دارم ولی ماها زمین تا اسمون فرق میکنیم اون فک میکن زن باید بشینه تو خونه بسابه بشوره من میگم زن باید پیشرفت کنه اون میگه زن برای بچه داریه من میگم زن برای دکتر شدن و مهندس شدنه

چند وقتیه همش میگه بهتر از من براش گیر میاد منم میگم اگه واقعا هست برو خوشبختیت ارزومه ...

دیگه غصه نمیخورم از اینکه کات کنیم نکه سرد شده باشما نه ولی مطمن شدم تموم سعیمو برای نگه داشتن رابطم با محسن کردم و دیگه اگه نشه خودش بوده که نخاسته :)

این روزا همش با رفیقاش میره بیرون و به کل عوض شده وقتی چیزیم میگم میگه منو تو که نباید همش همو ببینیم که یروزایی میخام تنها باشم در صورتی که هیچوخ اینطوری نبود :)

روز زن رو دریغ از یه شاخه گل :) نمیگم حسرت خوردما نه به خدا ولی میخاستمارزش براش داشته باشم :)

دعوامون میشه دیگه جواب نمیده ... ولی خوب من اذیت نمیشم ینی ناراحت نمیشم بالاخره اینو مطمن شدم که به خودش ضرر کرده فکر میکنه اگه مثه رفیقاش بشه و جواب نده و بگه نیاز به تنهایی داره خیلی شاخ میشه نمیدونه داره دستی دستی رابطه رو به گا میده :)

امسالم گذشت و وارد سال چهارم رابطه با محسن شدم :) امیدوارم اگه ته نداشته باشه همین امسال تموم شه:)

سال نو پیشاپیش مبارک :)

برچسب: نویسنده: آتنا قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 20 ارديبهشت 1398 ساعت: 18:52

صفحه بندی