7.12.1400
-
تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 3:14
بعد از یازده سال تنها چیزی که از گذشته برام مونده همینجاسمحسن سه ساله رفتههفته پیش عقدش بودبا کسی اشنا شدم تقریبا دو سال و خورده ای باهاش بودمبازم اعتماد کردمپرده دادمرابطمون خوب بوداما مثه همیشه رفیقاش رو ترجیح داد.با اینکه من اصلا ادم گیر دوست و رفیق نیستمشب ولنتاین برنامه باغ ریخت و رفت قرار بود ...
5.3.98
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:34
حدود چهار ماهی از اخرین پستم میگذره :)دقیقا دو روز بعد پستم محسن باهام تموم کرد..دو ماهی با هم نبودیم که من بدونش کم اوردم و باز بهش پیام دادم گفت پشیمونه از این که رفقاش رو به من ترجیح داده و حالا فه
14.4.98
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:34
دیروز تولد محسن بود :) دیگه واقعا همه چی تموم شده .. سه ماهی میشه تموم شده ..نمیتونم کسیو جایگزینش بیارم .. نمیتونم به کسی اعتماد کنم .. نمیتونم قبول کنم که دیگه نیست ..دیروز براش یه دسته گل فرستادم .
23.6.98
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:34
مثکه واقعا من و محسن کات کردیم .. داره میشه هشت ماه که نیست .. تولدم گذشت .. دریغ از حتی یه تبریک .. اصلا منو یادش نیست دیگه با کسی دوس شده .. اسمش مهدیس .. دارم به این فک میکنم چجوری میتونه یکیو بغل
3/12/96
-
تاریخ: 1398/2/20 ساعت: 18:52
اینکه بعد از دو سال بخام از پسری جدا شم که باهاش زندگیمو ساختم و خونمو تو رویاهام چیدم باهاش اصلا قابل حضم نیست و من فقط مجبورم به ساز خدا و ادما برقصم ..
5/12/96
-
تاریخ: 1398/2/20 ساعت: 18:52
اینکه اینجا هیشکی منو نمیخونه حس خیلی خوبی داره روزایه خوبی با محسن دارم اما ترس تو وجودمه اینکه میدونم امروز نه فردا نه اما پس فردا میره پس فردا نرفت ماهه دیگه میره .. ترس از دست دادنش وجودمو میلرزونه از اینکه بخاد بهم بگه دارم ازدواج میکنم شدیدا میترسم .. تموم روزایه خوب تو مخ چم داره میگذره اما ن...
7/1296
-
تاریخ: 1398/2/20 ساعت: 18:52
دلم گرفته .. از اینکه میدونم تو باتلاقم.. از اینکه شدم سوهان روح خودم از اینکه دارم میبینم محسن داره میره و نمیشه کاری کنم .. محسن خانوادشو ترجیح داد بهم .. از اینکه میدونه نمیتونه بهتر از من پ
14/12/96
-
تاریخ: 1398/2/20 ساعت: 18:52
محسن امروز بهم گفت هر چی زودتر بهتر .. میدونین یه جایه نقطه کور از ذهنم خیلی چیزا رو میخاست که محسن اصلا دوستش نداشت مثله حمومی که باهم رفتیم و محسن فقط میخاست تموم کنه که بیاد بیرون مثله ادامسی که
۴/۱/۹۷
-
تاریخ: 1398/2/20 ساعت: 18:52
سال جدید هم شد .. اول سالی من و محسن زدیم به تیپ و تار هم راستش رو بخاین خسته شدم از این بی برنامگی محسن از بهانه هایی که برام میاره واسه چی ؟ مامانم چاق دوس نداره تو سبزه ای تو کارمیکنی تو فلانی
30/7/97
-
تاریخ: 1398/2/20 ساعت: 18:52
هنوز میگذره هنوزم با محسنم اوضاع گاهی خوب بود گاهی بدتر از قبل اما فک کنم الان بدترین حالتیه که داریم شاید یه دو هفته ای هست که نیستیم کنار اومدم با نبودنش واقعیتش رو بخاین قبول کردم هیچ جذابیتی ندارم
7.12.97
-
تاریخ: 1398/2/20 ساعت: 18:52
از اینکه هنوز اینجارو دارم خیلی خوشحالم حقیقتا تنها جاییه که هنوز بعد از گذشت هفت سال احساس میکنم منه واقعیم اینجاست :)با محسن هنوز هستم یه روزایی خوب یه روزایی بد به این نتیجه رسیدم محسن مرد ایده آل
لخـتــ ه خـ ون 38
-
تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 17:34
لخـتــ ه خـ ون 38 امروز همه خاطراتمو به گور بردم.. همه آرزو هامو .. میدونی قبرستونش کجاس؟ سجاد بزرگمهره جنوبی.. دیگه نیازی نیست دخ
لخـتــ ه خـ ون 39
-
تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 17:34
لخـتــ ه خـ ون 39 دارم کم کم تبدیل میشم به یه هرزه.. از اون هرزه هایه عوضی.. باتلاق داره منو داره میکشه تو خودش.. فقط خودم باید خودمو ن
بعد ۴ سال دست به قلم شدن..
-
تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 17:34
بعد ۴ سال دست به قلم شدن.. چن سال گذشته ؟ چند مدته که من مثله یه ادم اهنیم ؟ چند مدته که هیشکیو یادم نمیاد ؟ باید برگردم .. باید دست ب